تبليغاتX
وبلاگ کتابخانه عمومی سیدالشهدا

وبلاگ کتابخانه عمومی سیدالشهدا

امام حسين(ع):هر کس اين پنج را نداشته باشد از زندگي خود بهره اي نمي برد:عقل،دين،ادب،شرم و خوش خلقی

در ستایش مادر و دروغهایش !

در ستایش مادر و دروغهایش !

به نقل از گروه بحث کتابداری :

 

"فرزندم برنج بخور، من گرسنه نیستم."

و این اوّلین دروغی بود که به من گفت.

زمان گذشت و قدری بزرگتر شدم. مادرم کارهای منزل را تمام می‎کرد و بعد برای صید ماهی به نهر کوچکی که در کنار منزلمان بود می‏رفت. مادرم دوست داشت من ماهی بخورم تا رشد و نموّ خوبی داشته باشم. یک دفعه توانست به فضل خداوند دو ماهی صید کند. به سرعت به خانه بازگشت و غذا را آماده کرد و دو ماهی را جلوی من گذاشت. شروع به خوردن ماهی کردم و اوّلی را تدریجاً خوردم.

مادرم ذرّات گوشتی را که به استخوان و تیغ ماهی چسبیده بود جدا می‎کرد و می‎خورد؛ دلم شاد بود که او هم مشغول خوردن است. ماهی دوم را جلوی او گذاشتم تا میل کند. امّا آن را فوراً به من برگرداند و گفت:

"بخور فرزندم؛ این ماهی را هم بخور؛ مگر نمی‎دانی که من ماهی دوست ندارم؟"

و این دروغ دومی بود که مادرم به من گفت.

قدری بزرگتر شدم و ناچار باید به مدرسه می‎رفتم و آه در بساط نداشتیم که وسایل درس و مدرسه بخریم. مادرم به بازار رفت و با لباس‎فروشی به توافق رسید که قدری لباس بگیرد و به در منازل مراجعه کرده به خانم‎ها بفروشد و در ازاء آن مبلغی دستمزد بگیرد.

شبی از شب‎های زمستان، باران می‏بارید. مادرم دیر کرده بود و من در منزل منتظرش بودم. از منزل خارج شدم و در خیابان‎های مجاور به جستجو پرداختم و دیدم اجناس را روی دست دارد و به در منازل مراجعه می‎کند. ندا در دادم که، "مادر بیا به منزل برگردیم؛ دیروقت است و هوا سرد. بقیه کارها را بگذار برای فردا صبح." لبخندی زد و گفت:

"پسرم، خسته نیستم."

و این دفعه سومی بود که مادرم به من دروغ گفت.

به روز آخر سال رسیدیم و مدرسه به اتمام می‎رسید. اصرار کردم که مادرم با من بیاید. من وارد مدرسه شدم و او بیرون، زیر آفتاب سوزان، منتظرم ایستاد. موقعی که زنگ خورد و امتحان به پایان رسید، از مدرسه خارج شدم.

مرا در آغوش گرفت و بشارت توفیق از سوی خداوند تعالی داد. در دستش لیوانی شربت دیدم که خریده بود من موقع خروج بنوشم. از بس تشنه بودم لاجرعه سر کشیدم تا سیراب شدم. مادرم مرا در بغل گرفته بود و "نوش جان، گوارای وجود" می‏گفت. نگاهم به صورتش افتاد دیدم سخت عرق کرده؛ فوراً لیوان شربت را به سویش گرفتم و گفتم، "مادر بنوش." گفت:

"پسرم، تو بنوش، من تشنه نیستم."

و این چهارمین دروغی بود که مادرم به من گفت.

بعد از درگذشت پدرم، تأمین معاش به عهده مادرم بود؛ بیوه‎زنی که تمامی مسئولیت منزل بر شانهء او قرار گرفت. می‏بایستی تمامی نیازها را برآورده کند. زندگی سخت دشوار شد و ما اکثراً گرسنه بودیم. عموی من مرد خوبی بود و منزلش نزدیک منزل ما. غذای بخور و نمیری برایمان می‏فرستاد. وقتی مشاهده کرد که وضعیت ما روز به روز بدتر می‏شود، به مادرم نصیحت کرد که با مردی ازدواج کند که بتواند به ما رسیدگی نماید، چه که مادرم هنوز جوان بود. امّا مادرم زیر بار ازدواج نرفت و گفت:

"من نیازی به محبّت کسی ندارم..."

و این پنجمین دروغ او بود.

درس من تمام شد و از مدرسه فارغ‎التّحصیل شدم. بر این باور بودم که حالا وقت آن است که مادرم استراحت کند و مسئولیت منزل و تأمین معاش را به من واگذار نماید. سلامتش هم به خطر افتاده بود و دیگر نمی‏توانست به در منازل مراجعه کند. پس صبح زود سبزی‎های مختلف می‏خرید و فرشی در خیابان می‏انداخت و می‏فروخت. وقتی به او گفتم که این کار را ترک کند که دیگر وظیفهء من بداند که تأمین معاش کنم. قبول نکرد و گفت:

"پسرم مالت را از بهر خویش نگه دار؛ من به اندازهء کافی درآمد دارم."

و این ششمین دروغی بود که به من گفت.

درسم را تمام کردم و وکیل شدم. ارتقاء رتبه یافتم. یک شرکت آلمانی مرا به خدمت گرفت. وضعیتم بهتر شد و به معاونت رئیس رسیدم. احساس کردم خوشبختی به من روی کرده است. در رؤیاهایم آغازی جدید را می‏دیدم و زندگی بدیعی که سراسر خوشبختی بود. به سفرها می‏رفتم. با مادرم تماس گرفتم و دعوتش کردم که بیاید و با من زندگی کند. امّا او که نمی‏خواست مرا در تنگنا قرار دهد گفت:

"فرزندم، من به خوش‏گذرانی و زندگی راحت عادت ندارم."

و این هفتمین دروغی بود که مادرم به من گفت.

مادرم پیر شد و به سالخوردگی رسید. به بیماری سرطان ملعون دچار شد و لازم بود کسی از او مراقبت کند و در کنارش باشد. امّا چطور می‏توانستم نزد او بروم که بین من و مادر عزیزم شهری فاصله بود. همه چیز را رها کردم و به دیدارش شتافتم. دیدم بر بستر بیماری افتاده است. وقتی رقّت حالم را دید، تبسّمی بر لب آورد. درون دل و جگرم آتشی بود که همهء اعضاء درون را می‏سوزاند. سخت لاغر و ضعیف شده بود. این آن مادری نبود که من می‎‏شناختم. اشک از چشمم روان شد. امّا مادرم در مقام دلداری من بر آمد و گفت:

"گریه نکن، پسرم. من اصلاً دردی احساس نمی‎کنم." و این هشتمین دروغی بود که مادرم به من گفت.

وقتی این سخن را بر زبان راند، دیدگانش را بر هم نهاد و دیگر هرگز برنگشود. جسمش از درد و رنج این جهان رهایی یافت.

این سخن را با جمیع کسانی می‎گویم که در زندگیشان از نعمت وجود مادر برخوردارند. این نعمت را قدر بدانید قبل از آن که از فقدانش محزون گردید.

این سخن را با کسانی می‎گویم که از نعمت وجود مادر محرومند. همیشه به یاد داشته باشید که چقدر به خاطر شما رنج و درد تحمّل کرده است و از خداوند متعال برای او طلب رحمت و بخشش نمایید.

مادر دوستت دارم. خدایا او را غریق بحر رحمت خود فرما همانطور که مرا از کودکی تحت پرورش خود قرار داد.

+ نوشته شده در  بیستم دی 1389ساعت 3 بعد از ظهر  توسط رحیمی  | 

لطفاً خودت رو به مردن نزن!!

 

لطفاً خودت رو به مردن نزن!!

شب ها زود بخواب. صبح ها زودتر بیدار شو.

نرمش کن. بدو. کم غذا بخور.

زیر بارون راه برو. گلوله برفی درست کن.

هرچندوقت یکبار نقاشی بکش.

در حمام آواز بخوان و کمی آب بازی کن.

سفید بپوش. آب نبات چوبی لیس بزن.

بستنی قیفی بخور . به کوچکتر ها سلام کن.

شعر بخوان . نامه ی کوتاه بنویس.

زیر جمله های خوبی که تو کتاب ها هست خط بکش.

به دوستهای قدیمیت تلفن بزن.

شمال برو . شنا کن.

هفت تا سنگ تو آب بنداز و هفت تا آرزو بکن.

خواب ببین . شعر بخوان . بدو . چای بخور و برای دیگران چای دم کن.

جوراب های رنگی بپوش.

مادرت رو بغل کن . مادرت رو ببوس . مادرت رو بو کن.

به پدرت احترام بزار و حرفاش رو گوش کن.

دنبال بازی کن. اگرنشد وسطی بازی کن .

به برگ درخت ها دقت کن به بال پروانه ها دقت کن.

قاصدک ها رو بگیر و فوت کن. خواب ببین.

از خواب های بد بپر و آب بخور.

بسم الله الرحمن الرحیم بگو .

به باغ وحش برو. چرخ و فلک سوار شو.پشمک بخور.

کوه برو. هرجا خسته شدی یک کم دیگه هم ادامه بده.

خواب هات رو تعریف نکن.خواب هات رو بنویس.

یک تسبیح گلی سی و سه دانه ای داشته باش.

بخند. چشم هات رو روی هم بگذار.شعر بخون .سپید بپوش.

شیرینی بخر.با بچه ها توپ بازی کن. برای خودت برنامه بریز.

قبل از خواب موهات رو شانه کن. به سر خودت دستی بکش.
خودت رو دوست داشته باش برای خودت دعا کن!

برای خودت دعا کن که آرام باشی.

وقتی طوفان می آید تو همچنان آرام باشی

تا طوفان از آرامش تو آرام بگیرد.

برای خودت دعا کن تا صبور باشی؛
آنقدر صبور باشی تا بالاخره ابرهای سیاه آسمون

کنار بروند و خورشید دوباره بتابد.

برای خودت دعا کن تا خورشید را بهتر بشناسی.

بتوانی هم صحبتش باشی و صبح ها برایش نان تازه بگیری.

برای خودت دعا کن که سر سفره ی خورشید بنشینی و چای آسمانی بنوشی.

برای خودت دعا کن  تا همه ی شب ها یت ماه داشته باشد؛

چون در تاریکی محض راه رفتن خیلی خطرناک است.

ماه چراغ کوچکی است که روشن شده تا جلوی پایت را ببینی.

برای خودت دعا کن تا همیشه جلوی پایت را ببینی؛ آخر راهی را که

بایدبروی خیلی طولانی است. خیلی چاله چوله دارد؛ دام های زیادی

در آن پهن شده است و باریکه های خطرناکی دارد؛ پر از گردنه های حیران

و سنگلاخ های برف گیر است.

برای خودت دعا کن تا پاهایت خسته نشوند و بتوانی راه بیایی

چون هر جای راه بایستی مرده ای و مرگی که شکل نفس نکشیدن

به سراغ آدم بیاید، خیلی دردناک است.
هیچ وقت خودت را به مردن نزن.

برای خودت دعا کن که زنده بمانی.زنده ماندن چند راه حل ساده دارد!
برای اینکه زنده بمانی نباید بگذاری که هیچ وقت

بیشتر از چیزی که نیاز داری بخوابی.


باید همیشه با خدا در تماس باشی تا به تو بیداری بدهد.
بیداری هایی آمیخته با روشنایی ، صدا ، نور ، حرکت.
تو باید از خداوند شادمانی طلب کنی.همیشه سهمت را بخواه.
و بیشتر از آن چه که به تو شادمانی ارزانی میشود در دنیا شادمانی


بیافرین تا دیگران هم سهمشان را بگیرند.

برای اینکه زنده بمانی باید درست نفس بکشی و


نگذاری هیچ چیز ی سینه ات را آلوده کند.
برای اینکه زنده بمانی باید حواست به قلبت باشد.
هرچند وقت یکبار قلبت را به فرشته ها نشان بده و از آنها

بخواه قلبت را معاینه کنند.دریچه هایش را، ورودی ها و خروجی هایش را

و ببینند به اندازه ی کافی ذخیره شادمانی در قلبت داری یا نه!!
اگر ذخیره ی شادمانی هایت دارد تمام میشود باید بروی پشت

پنجره وبه آسمان نگاه کنی . آنقدر منتظر بمان و به آسمان نگاه کن


تا بالاخره خداوند از آنجا رد بشود؛

آن وقت صدایش کن؛ به نام صدایش کن؛


او حتماً برمیگردد و به تو نگاه میکند و از تو میپرسد که چه میخواهی؟؟!

تو صریح و ساده و رک بگو.

هر چیزی که می خواهی از خدا بخواه.خدا هیچ چیز خوبی را از تو دریغ نمیکند.

شادمان باش او به تو زندگی بخشیده است و کمکت میکند

که زنده بمانی . از او کمک بگیر. از او بخواه به تو نفس

پشمک ، چرخ و فلک ، قدم زدن ، کوه ،سنگ ،

دریا ، شعر ، درخت ، تاب ، بستنی ، سجاده ،

اشک، حوض، شنا ،راه ، توپ ، دوچرخه ،


دست ، آلبالو ، لبخند ، دویدن


          و عشق

     بدهد.

آن وقت قدر همه ی اینها را بدان و آن قدر زندگیت را ادامه بده

که زندگی از این که

   تو زنده هستی به خودش ببالد!!

دیگران را فراموش نکن

+ نوشته شده در  بیستم دی 1389ساعت 3 بعد از ظهر  توسط رحیمی  | 

ارزش!

 

ارزش خواهر را، از کسی بپرس که آن را ندارد.

To realize The value of a sister Ask someoneWho doesn't have one.

 

 ارزش ده سال را، از زوج هائی بپرس که تازه از هم جدا شده اند.

To  realize The value of ten years :Ask a newly Divorced couple.

 

ارزش چهار سال را،از يک فارغ التحصيل دانشگاه بپرس.

To realize  The value of four years:Ask a graduate.

  

ارزش يک سال را، از دانش آموزی بپرس که در امتحان نهائی مردود شده است.

To realize The value of one year: Ask a student who Has failed a final exam.

 

ارزش يک ماه را، از مادری بپرس که کودک نارس به دنیا آورده است.

To realize The value of one month:Ask a mother who has given birth to a premature baby.

 

ارزش يک هفته را، از ویراستار یک مجله هفتگی بپرس.

To  realizeThe value of one week:Ask an editor of a weekly newspaper

 

ارزش یک ساعت را، از عاشقانی بپرس که در انتظار زمان قرار ملاقات هستند.

To realizeThe value of one hour:Ask the lovers who are waiting to meet

 

ارزش يک دقيقه را، از کسی بپرس که به قطار، اتوبوس يا هواپيما نرسيده است.

To realizeThe value of one minute:Ask a person who has missed the train, bus or plane

 

ارزش يک ثانيه را، از کسی بپرس که از حادثه ای جان سالم به در برده است.

 To realizeThe value of one-second:Ask a person who has survived an accident

 

 ارزش يک ميلی ثانيه را، از کسی بپرس که در مسابقات المپيک، مدال نقره برده است.

To realizeThe value of one millisecond:Ask the person who has won a silver medal in the lympics

 

زمان برای هيچکس صبر نمیکند.قدر هر لحظه خود را بدانيد.

 

 قدر آن را بيشتر خواهيد دانست، اگر بتوانيد آن را با ديگران نيز تقسيم کنيد.

Time waits for no one. Treasure every moment you have

You will treasure it even more when you can share it  with someone special

 

برای پی بردن به ارزش يک دوست، آن را از دست بده.

To realize the value of a friend: Lose one

 

 

+ نوشته شده در  هجدهم دی 1389ساعت 3 بعد از ظهر  توسط رحیمی  | 

عبرتی از کاسه چوبی!

کاسه چوبی !

پیرمردی ضعیف و رنجور تصمیم گرفت با پسر و عروس و نوه ی چهارساله اش زندگی کند.

دستان پیرمرد می لرزید،چشمانش تار شده بودو گام هایش مردد و لرزان بود. اعضای خانواده هر شب برای خوردن شام دور هم جمع می شدند،اما دستان لرزان پدربزرگ و ضعف چشمانش خوردن غذا را تقریبا برایش مشکل می ساخت. نخود فرنگی ها از توی قاشقش قل می خوردند و روی زمین می ریختند، یا وقتی لیوان را می گرفت غالبا شیر از داخل آن به روی رومیزی می ریخت. پسر و عروسش از آن همه ریخت و پاش کلافه شدند.

پسر گفت: ” باید فکری برای پدربزرگ کرد. به قدر کافی ریختن شیر و غذا خوردن پر سر و صدا و ریختن غذا بر روی زمین را تحمل کرده ام.‌”

پس زن و شوهربرای پیرمرد، در گوشه ای از اتاق میز کوچکی قرار دادند.در آنجا پیرمرد به تنهایی غذایش را میخورد،در حالی که سایر اعضای خانواده سر میز از غذایشان لذت میبردند و از آنجا که پیرمرد یکی دو ظرف را شکسته بود حالا در کاسه ای چوبی به او غذا میدادند.
گهگاه آنها چشمشان به پیرمرد می افتاد و آن وقت متوجه می شدند هم چنان که در تنهایی غذایش را می خورد چشمانش پر از اشک است اما تنها چیزی که این پسر و عروس به زبان می آوردند تذکرهای تند و گزنده ای بود که موقع افتادن چنگال یا ریختن غذا به او میدادند.

اما کودک چهارساله اشان در سکوت شاهد تمام آن رفتارها بود.یک شب قبل از شام مرد جوان پسرش را سرگرم بازی با تکه های چوبی دید که روی زمین ریخته بود. با مهربانی از او پرسید: ” پسرم ، داری چی می سازی ؟‌”

پسرک هم با ملایمت جواب داد : ” یک کاسه چوبی کوچک ، تا وقتی بزرگ شدم با اون به تو و مامان غذا بدهم .”
 وبعد لبخندی زد و به کارش ادامه داد.


این سخن کودک آن چنان پدر و مادرش را تکان داد که زبانشان بند آمد و سپس اشک از  چشمانشان جاری شد.


آن شب مرد جوان دست پدر را گرفت و با مهربانی او را به سمت میز شام برد.


قدرت درک کودکان فوق العاده است .
چشمان آنها پیوسته در حال مشاهده ، گوشهایشان در حال شنیدن .
ذهنشان در حال پردازش پیام های دریافت شده است.


اگر ببینند که ما صبورانه فضای شادی را برای خانواده تدارک میبینیم، این نگرش را الگوی زندگی شان قرار می دهند.

 

+ نوشته شده در  شانزدهم دی 1389ساعت 9 قبل از ظهر  توسط رحیمی  | 

منم زیبا!

منم زیبا 

که زیبا بنده ام را دوست میدارم !

تو بگشا گوش دل،

پروردگارت با تو میگوید.

ترا در بیکران دنیای تنهایان

رهایت من نخواهم کرد

رها کن غیر من را ،

آشتی کن با خدای خود !

تو غیر از من چه می جویی؟

تو با هر کس به غیر از من چه میگویی؟

تو راه بندگی طی کن عزیز!

من خدایی خوب میدانم.

 تو دعوت کن مرا با خود به اشکی .

یا خدایی، میهمانم کن

که من چشمان اشک الوده ات را دوست میدارم .

طلب کن خالق خود را.

بجو مارا ،تو خواهی یافت !

که عاشق میشوی بر ما

و عاشق میشوم بر تو که

وصل عاشق و معشوق هم، اهسته میگویم،

خدایی عالمی دارد

تویی زیباتر از خورشید زیبایم.

تویی والاترین مهمان دنیایم.

که دنیا بی تو، چیزی چون تو را کم داشت

وقتی تو را من افریدم بر خودم احسنت میگفتم !

مگر آیا کسی هم با خدایش قهر میگردد؟

هزاران توبه ات را گرچه بشکستی.

ببینم من تورا از درگهم راندم؟؟؟

که میترساندت از من؟

رها کن آن خدای دور

آن نامهربان معبود.

آن مخلوق خود را

این منم پروردگار مهربانت.خالقت!

اینک صدایم کن مرا.

با قطره اشکی

به پیش اور دو دست خالی خودرا.

با زبان بسته ات کاری ندارم

لیک غوغای دل بشکسته ات را من شنیدم !

غریب این زمین خاکی ام.

آیا عزیزم حاجتی داری؟

بگو جز من کس دیگر نمیفهمد.

به نجوایی صدایم کن.

بدان اغوش من باز است

قسم بر عاشقان پاک با ایمان،

قسم بر اسبهای خسته در میدان،

تو را در بهترین اوقات آوردم !

قسم بر عصر روشن ، تکیه کن بر من

قسم بر روز، هنگامی که عالم را بگیرد نور

قسم بر اختران روشن اما دور، رهایت من نخواهم کرد !

برای درک اغوشم,

شروع کن، یک قدم با تو !

تمام گامهای مانده اش با من !

تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید

ترا در بیکران دنیای تنهایان.

رهایت من نخواهم کرد 

 

 

    سهراب سپهری             

 

+ نوشته شده در  چهاردهم دی 1389ساعت 1 بعد از ظهر  توسط رحیمی  | 

در خورشید گرفتگی امروز، مراقب چشمهای خود باشید!

خورشید تا دقایقی دیگر می‌گیرد

ساعت دقیق کسوف در شهرهای ایران

اولین خورشید گرفتگی یا کسوف سال 2011 تا دقایقی دیگر در نقاط مختلف به خصوص کشورمان اتفاق می افتد که در ساعت 11:06 از ارومیه آغاز می شود و در ساعت 14:22 در مشهد به پایان می رسد.

به گزارش خبرنگار مهر، اولین خورشیدگرفتگی سال 2011 امروز 14 دی ماه برابر 4 ژانویه رخ خواهد داد. این گرفت از نوع جزئی است که در تمام نقاط کشور قابل مشاهده است.

این گرفت چهاردهمین گرفت از دوره 151 ساروسی است. این ساروس از سال 1776 میلادی آغاز شده است و آخرین گرفت این ساروس در سال 3056 خواهد بود.

خورشیدگرفتگی در ساعت 11:06 دقیقه از ارومیه آغاز می شود و در ساعت 14:22 دقیقه در مشهد به پایان می رسد. طبق بررسی های انجام شده بیشترین میزان خورشید گرفتگی در ارومیه و تبریز با 49 درصد، اردبیل با 47 درصد و رشت و زنجان با 44 درصد است. 

کمترین میزان خورشیدگرفتگی را نیز در شهرهای زاهدان با 17 درصد گرفتگی و بندرعباس یا 18 درصد گرفتگی شاهد خواهیم بود. در بیشترین مقدار گرفت جزئی، حدود 85 درصد سطح خورشید پوشانده خواهد شد که از کشورهای اسکاندیناوی قابل رصد خواهد بود.

جدول زیر وضعیت خورشید را در شهرهای مختلف کشور نشان می دهد.

شماره مرکز استان شروع گرفتگی حداکثر گرفتگی پایان گرفتگی  حداکثر پوشیدگی
1 اراک 11:16 12:47 14:12 38
2 اردبیل 11:14 12:46 14:14 47
3 ارومیه 11:06 12:39 14:09 49
4 اصفهان 11:22 12:50 14:13 34
5  اهواز 11:13  12:43  14:08  35 
ایلام  11:07  12:39  14:08  41 
بوشهر  11:20  12:46  14:07  28 
بجنورد  11:38  13:03  14:21  35 
بندر عباس  11:41  12:65  14:07  18 
10  بیرجند  11:46  13:05  14:18  25 
11  تبریز  11:09  12:41  14:11  49 
12  تهران  11:21  12:51  14:15  39 
13  خرم آباد  11:13  12:43  14:10  39
14  رشت  11:17  12:48   14:14  44
15  زاهدان  11:56  13:07  14:13  17 
16  زنجان   11:14  12:45  14:13  44
17  ساری   11:26  12:55  14:18  39
18  سمنان   11:27  12:55  14:17  37
19  سنندج   11:09  12:41  14:10  43
20  شهرکرد   11:20  12:48  14:11  34
21  شیراز  11:26  12:50  14:09  27
22  قزوین   11:18  12:48  14:14  42
23  قم  11:20  12:49   14:14  38
24  کرج   11:20  12:50  14:15  40
25  کرمان   11:41  13:00  14:13  23
26  کرمانشاه   11:09  12:41  14:09  42
27  گرگان  11:30  12:57  14:19  38 
28  مشهد  11:45  13:07  14:22  30
29  همدان   11:13  12:44  14:11  41
30  یاسوج   11:22  12:49  14:10  30
31  یزد  11:31  12:55  14:14  29

 طبق این جدول خورشیدگرفتگی در مناطق غربی ایران نسبت به دیگر مناطق کشور طولانی تر و بخش بزرگتری از قرص خورشید پوشیده می شود.

در این پدیده امکان مطالعه و بررسی تاج خورشید میسر نیست ولی منجمان می توانند با رصد این پدیده نجومی به عکسبرداری مراحل مختلف کسوف بپردازند.  

رعایت ایمنی در رصد خورشیدگرفتگی برای جلوگیری از سوختگی قرنیه

به گزارش مهر، از آنجایی که این گرفت جزئی است و تمام قرص خورشید حتی در بیشینه آن (بیشترین مقدار گرفت) به طور کامل پوشیده نمی شود بنابراین نگاه مستقیم و بدون استفاده از فیلترهای مناسب، بسیار خطرناک است چرا که علاوه بر سوختگی قرنیه موجب نابینایی موضعی و دائمی می شود. 

برای رصد این پدیده نجومی لازم است از فیلتر برای دوربینهای دوچشمی و تلسکوپ استفاده شود. برای این منظور رصدگران می توانند به صورت غیرمستقیم اقدام کنند به این صورت که با نصب کاغذی در پشت تلسکوپ، تصویر خورشید بر روی آن منعکس می شود که این تصویر قابل مشاهده است.

+ نوشته شده در  چهاردهم دی 1389ساعت 11 قبل از ظهر  توسط رحیمی  | 

وضعیت فارغ التحصیلان رشته کتابداری!

به نقل از خبرگزاری مهر :

وضعیت فارغ التحصیلان رشته کتابداری/ تقویت نظام آموزشی کتابداری

رئیس نهاد کتابخانه های عمومی کشور با بیان اینکه سالانه 500 نفر از فارغ التحصیلان رشته کتابداری در کتابخانه های کشور جذب می شوند، بر لزوم تحول در این رشته تاکید کرد.

به گزارش خبرنگار مهر، منصور واعظی، یکشنبه شب در جلسه امضای تفاهم نامه همکاری میان وزات علوم و نهاد کتابخانه های عمومی، کتابخانه های عمومی را ظرفیت مناسبی برای آموزش در جامعه ذکر کرد و افزود: در حال حاضر 2 هزار و 400 کتابخانه عمومی در کشور داریم که با شرایطی که فراهم شده است تا قبل از پایان دولت دهم، کتابخانه های عمومی رشد 50 درصدی خواهند داشت.

وی تامین محتوا را از مهمترین مسئله در بخش کتابخانه ها دانست و اظهار داشت: به منظور دسترسی اعضای کتابخانه ها به منابع علمی و پژوهشی درصدد هستیم تا این منابع را در فضای مجازی عرضه کنیم از این رو اقدام به امضای تفاهم نامه همکاری کردیم.

رئیس نهاد کتابخانه های عمومی کشور، با اشاره به وضعیت فارغ التحصیلان رشته کتابداری در کشور، یاداور شد: سالانه 500 نفر از فارغ التحصلان رشته کتابداری جذب کتابخانه ها می شوند که متاسفانه اغلب آنها مهارتهای کافی در امر کتابداری ندارند از این لازم است تا وزارت علوم نسبت به ایجاد تحول در این رشته اقدام کنند تا مهارتها و توانایی های لازم برای ورود به عرصه فعالیت در این حوزه را داشته باشند.

وی در این راستا بر تقویت همکاری وزارت علوم و نهاد کتابخانه های عمومی کشور در زمینه تقویت نظام آموزشی رشته کتابداری تاکید کرد.

واعظی همچنین از ایجاد حوزه پژوهشی در این نهاد خبر داد و ادامه داد: با توجه به فعالیت های این حوزه، درخواست ایجاد پژوهشگاهی در نهاد کتابخانه های عمومی ارائه شد که تاکنون موفق به دریافت مجوزهای لازم نشدیم اما با توجه به لزوم تعامل میان این نهاد و دانشگاه ها تقاضا داریم که مجوزهای لازم برای ایجاد این پژوهشگاه صادر شود.  


 

+ نوشته شده در  چهاردهم دی 1389ساعت 11 قبل از ظهر  توسط رحیمی  | 

رفتن!

 

دوباره موج غزل آرزوی دریا کرد

و تکه تکه ی رود عزم ترک صحرا کرد

               

                            میان قافیه ها و ردیف ها می گشت

                            که کوله بار سفر را دوباره پیدا کرد

 

تمام هوش و حواسش به شعر رفتن بود

ترانه ای که دلش را عجیب شیدا کرد

 

                             نشست و وسوسه سیب سرخ را خط زد

                              اگر چه آدم قلبش هوای حوا کرد

 

شبیه کودکیش سنگ خسته ای برداشت

وشیشه های شب تیره را تماشا کرد

 

                             شکسته بود دلش از تمام خاطره ها

                              نگاه تلخ و سیاهی به صبح فردا کرد

 

برای رفتن از این کوه و دشت و این صحرا

حصار خاکی تن را یکی یکی وا کرد

            

                           رسیده بود به دریا و روح آزادش-

                          -درون قلب زلال و عمیق ماواء کرد

+ نوشته شده در  نهم دی 1389ساعت 10 قبل از ظهر  توسط رحیمی  | 

خبر!

اطلاعیه

بدینوسیله به اطلاع کلیه اعضا محترم کتابخانه سیدالشهدا(ع) می رسانیم که این کتابخانه از اواسط دی ماه سال جاری مختص به آقایان خواهد شود.

لذا خواهران محترم عضو کتابخانه می توانند با در دست داشتن کارت عضویت کتابخانه سیدالشهدا(ع)، به سایر کتابخانه های عمومی تحت نظارت اداره کل کتابخانه های عمومی شهرستان مشهد مراجعه نموده و از خدمات آن کتابخانه ها بهره گیرند.

 

با تشکر از همکاری صمیمانه اعضا محترم

+ نوشته شده در  نهم دی 1389ساعت 9 قبل از ظهر  توسط رحیمی  | 

از مطالعه مستقل و مستمر تا مطالعه موثر و مولد: معرفی هشت ضلعی مطالعه

دکتر یزدان منصوریان، عضو هیأت علمی گروه کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه تربیت معلم تهران، در گفتگو با لیزنا، در خصوص "مشکل کمبود مطالعه در کشور " بیان کرد: ارائه پاسخی دقیق و همه‌جانبه به این پرسش کار دشواری است. چرا که کمبود مطالعه در هر جامعه مشکلی است که ریشه در مسائل و مشکلات متعددی دارد، و نمی‌توان به سادگی گفت که مثلاً اگر کتاب ارزانتر باشد، ساعات مطالعه بیشتر خواهد شد؛ یا اگر تیراژ کتابها افزایش یابد بر تعداد علاقه‌مندان به مطالعه افزوده می‌شود. البته این دو نکته و مولفه‌های فراوان دیگری که معمولاً در گفتگوها و نشستهای مربوط به مطالعه به آنها اشاره می‌شود، همگی در این زمینه موثرند. اما در نهایت کمبود ساعات مطالعه ما پدیده‌ای چند وجهی و تا حدودی پیچیده است.

وی افزود: پیچیدگی آن نیز ناشی از تاثیر همزمان عوامل مختلفی است که چنان در هم تنیده‌اند که به دشواری می‌توان همه آنها را شناسایی کرد، و سهمی که هر یک در بروز این وضعیت دارند را مشخص ساخت. اما در مجموع، می توان دید فرهنگ مطالعه آن گونه که باید و شاید، هنوز در میان اقشار مختلف جامعه نهادینه نشده است.

دکتر منصوریان گفت: این امر ناشی از تاثیر همزمان عواملی متعددی است که در یک تقسیم‌بندی کلان می‌توان آن را به عوامل تاریخی، فرهنگی، اجتماعی، آموزشی و اقتصادی تقسیم کرد. مثلاً اگر فقط به یکی از این حوزه‌های کلان، یعنی آموزش، اشاره کنیم، برخی از مولفه‌های موثر را می‌توان بررسی کرد. به عنوان نمونه وقتی ارزشیابی تحصیلی دانش‌آموزان، و تا حدودی دانشجویان، مبتنی بر تعداد محدود و مشخصی از کتابهای درسی است، آن‌گاه کتابهای غیر‌درسی در حاشیه قرار می‌گیرند. در نتیجه در طول سالهای تحصیل دانش‌آموز و دانشجو برای ادامه تحصیل خود را از مطالعه هر کتابی غیر از کتابهای درسی بی‌نیاز می‌بیند. به همین دلیل عادت به مطالعه در وی شکل نخواهد گرفت و ساعات مطالعه‌اش محدود و محدوتر خواهد شد.

دکتر منصوریان درباره روشها و راهکارهای موفقیت در مطالعه و توسعه فرهنگ مطالعه در کشور اظهار داشت: باید تعریف تازه‌ای از مطالعه ارائه کنیم. مطالعه را نباید مترادف با کتاب‌خوانی، آن هم کتاب داستان، بدانیم. هرچند که کتاب‌خوانی و مطالعه داستان از مهمترین و مفیدترین شکلهای مطالعه است، اما مطالعه مفهومی به مراتب فراتر از آن است. اخیراً ایده‌ای در ذهنم برای ترویج فرهنگ مطالعه شکل گرفته که فعلاً آن را «هشت ضلعی مطالعه» نامیده‌ام و ان شاءالله در هفته پژوهش امسال در کارگاهی با همین عنوان در خصوص آن مطالبی کاربردی ارائه خواهم کرد.

وی در خصوص اضلاع  هشت ضلعی مطالعه تصریح کرد: این هشت ضلعی شامل این مفاهیم است: مطالعه مستقل و مستمر؛ مطالعه متناسب و متعادل؛ مطالعه مفرح و متنوع؛ مطالعه مستند و مکمل؛ مطالعه موازی و متقارن؛ مطالعه منسجم و منظم؛ مطالعه منتقدانه و موشکافانه؛ و در نهایت مطالعه موثر و مولد. در توضیح هر یک از این موارد می‌توان گفت:

مطالعه مستقل و مستمر: مطالعه باید در گام نخست مستقل و مستمر باشد. مطالعه مستقل یکی از مهارتهای سواد اطلاعاتی و مطالعه مستمر یکی از مهارتهای "یادگیری مادام العمر" است. با توجه به پیوند عمیقی که میان این دو مفهوم وجود دارد، می توان آنها را در یک دسته قرار داد. فردی که برخوردار از مهارت مطالعه مستقل است چگونه آموختن را آموخته است. چنین شخصی بی نیاز از کمک دیگران می‌تواند نیازهای اطلاعاتی خود را بشناسد و بهترین منابع پاسخگوی این نیازها را بیابد و به نحو موثری از آنها استفاده کند. این مهارت خود مقدمه مهارت دیگری است که به استمرار مطالعه مربوط می شود، که می توان آن را مطالعه مستمر نامید. اساساً مطالعه یک فرایند مقطعی نیست و زمانی موثر است که مداوم و همیشگی باشد.

مطالعه متناسب و متعادل: منبعی که برای مطالعه انتخاب می‌شود، باید متناسب با ویژگیها و نیازهای خواننده آن باشد. ضمناً افراط در مطالعه نیز به هیچ وجه مطلوب نیست. این افراط هم به زمان اختصاص یافته به مطالعه مربوط است و هم به نوع مطالبی که خوانده می‌شود. به سخنی دیگر، یک خواننده موفق کسی نیست که پیوسته در حال خواندن انواع و اقسام منابع باشد. چنین رویکردی بیش از آن‌که نتیجه مطلوبی در پی داشته باشد، ممکن است به سردرگمی و حتی آشفتگی ذهنی خواننده منجر شود.

مطالعه مفرح و متنوع: ضلع سوم این هشت ضلعی با جنبه‌های روان‌شناختی مطالعه در پیوند است. مطالعه فقط وقتی استمرار می‌یابد که برای خواننده مفرح و لذت‌بخش باشد. در غیر این صورت، وی به سرعت از مطالعه خسته می‌شود. بنابراین، نباید مطالعه را وظیفه‌ای دشوار تلقی کنیم. بلکه مطالعه نتیجه‌بخش همواره برای خوانندگان علاقه‌مند بسیار شیرین و مطبوع است.

مطالعه مستند و مکمل: چهارمین ضلع مربوط به نوع مطالبی است که برای مطالعه انتخاب می‌کنیم. بدیهی است که خوانندگان باید در انتخاب منابعی که مطالعه می‌کنند بسیار دقیق و نکته‌سنج باشند. فرصتها محدود و وقت کالایی کمیاب و بسیار گرانبهاست. بنابراین، نباید همه چیز را مطالعه کرد و باید همواره در جستجوی بهترین منابع بود. منابعی که به ارتقاء دانش و بینش ما کمک کند و مطالعه هریک به تکمیل اطلاعاتی که از منابع دیگر کسب کرده‌ایم منجر شود.

مطالعه موازی و متقارن: در فرایند مطالعه نباید خود را به یک منبع مشخص محدود کنیم. بلکه باید آراء و اندیشه های گوناگون را بررسی و مقایسه کنیم. این بررسی و مقایسه ما را به تحلیلها و تفسیرهای تازه‌ای می‌رساند و در روند پویایی و باروری اندیشه موثر خواهد بود.

مطالعه منسجم و منظم: مطالعه باید هدفمند باشد و خواننده خود را در مسیر روشنی قرار دهد که با هرگام به هدف تعیین شده نزدیکتر می‌شود. مثلاً ساعات مشخصی از روز یا هفته را به مطالعه منابعی اختصاص دهیم که بین آنها از نظر موضوعی و ساختاری پیوندهای روشنی وجود داشته باشد و مرور هر یک به فهم مطالب دیگر کمک کند.

مطالعه منتقدانه و موشکافانه: یکی دیگر از مهارتهای خوانندگان موفق مهارت "تفکر انتقادی" است. تعامل خواننده با متنی که مطالعه می‌کند باید همراه با تامل و تدبّر باشد و خواننده در حد یک گیرنده غیرفعال به ضبط مطالبی که می‌خواند نپردازد. بلکه به آنچه می‌خواند با نگاهی تحلیلی بیاندیشد و درباره درستی یا نادرستی آنها قضاوت کند.

مطالعه موثر و مولد: وقتی که هفت ضلع قبلی مورد توجه قرار گیرد، در نهایت مطالعه موثر و مولد خواهد بود. مطالعه موثر به این معناست که حاصل آن منجر به تحقق "یادگیری فعال"، که یکی از پایدارترین انواع یادگیری است، خواهد شد. این یادگیری یا در ارتقاء دانش خواننده تجلی می‌یابد یا در نگرش و رفتار او تغییری مثبت و ماندگار ایجاد خواهد کرد. ضمناً مولد بودن مطالعه نیز که یکی از نتایج مهم در فرایند مطالعه است، و مربوط به فراورده‌ای است که در نتیجه فرایند مطالعه حاصل خواهد شد. بنابراین، افرادی در مطالعه موفق‌اند که می‌توانند بر‌اساس آنچه می‌خوانند، مطالب تازه‌ای تولید کنند و به مشارکت در تولید دانش جدید بپردازند.

 

+ نوشته شده در  دوم دی 1389ساعت 8 قبل از ظهر  توسط رحیمی  | 

به یاد مرحوم محسن قاسمی کردیانی

به یاد مرحوم محسن قاسمی کردیانی

سلام . اگر چه شخصا با مرحوم قاسمی برخورد نداشته و ایشان را از نزدیک نمی شناختم اما خبر درگذشت ایشان که دورادور در گردهمایی ها دیده بودمشان، برایم بسیار ناگوار بود.

پس از آن در گروه بحث کتابداری پیامهای تسلیت بسیاری منتشر شد. از این رو با آوردن این پیامهای تسلیت که از طرف دوستان و آشنایان ایشان منتشر شده است، یاد و خاطره ایشان را گرامی می دارم.

روحش شاد و قرین رحمت الهی

 

زندگي صحنه يكتاي هنر مندي ماست
هر كسي نغمه خود خواند و از صحنه رود
صحنه پيوسته بجاست
خرم آن نغمه كه مردم بسپارند به ياد !؟

 

معرفت
مدیر گروه کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه سمنان

امروز که خبر درگذشت مرحوم محسن قاسمی کردیانی را در گروه بحث دیدم بسیار متاثر شدم. مرحوم قاسمی از کتابداران بسیار فعال و علاقمند بود. خاطرم است وقتی که اولین نشست مشترک کتابداران روستایی استان خراسان به همت آقای علی امتحانی و با حمایت اساتید بزرگوار گروه کتابداری فردوسی مشهد آقایان دکتر فتاحی و دیانی و سرکار خانم دکتر پریرخ در شهر مقدس مشهد برگزار شد، که بی شک در نوع خود واقعا بی نظیر بود، مرحوم قاسمی در پشت صحنه همایش بسیار فراتر از توان خود تلاش میکردند.
بنده هم خدمت همکاران ارجمند و اساتید معزز و خانواده محترم ایشان تسلیت عرض می کنم. روحش قرین رحمت باد.
با احترام مجدد

 

مهدی خادمیان
با سلام
چقدر سخت است شنیدن خبر درگذشت نابهنگام کسی که با او خاطراتی داشته ای
از شنیدن این خبر، خیلی اندوهگین شدم .
بنده هم به نوبه خود درگذشت این کتابدار واقعا سخت کوش جنوب خراسانی را به خانواده و همکاران ایشان بویژه همکلاسی های سابق اش دانشجویان کارشناسی کتابداری ورودی ۷۶ دانشگاه فردوسی مشهد تسیلت عرض می کنم .خداوند به شما و خانواده اش صبر عنایت فرماید.
 

 حسن بهزادی
 سلام
خواستم در مورد دوستم محسن قاسمی سخنی بگویم اما کلمات قادر به وصف عظمت و بزرگ منشی این بزرگوار نیست. برزگی گفت می خواهید کسی را بشناسید ببیند چه روزی به دنیا آمده و چه روزی از دنیا رفته است. محسن بهاری بود و عاشورایی رفت. خداوند روحش را قرین رحمت خود نماید
برای خانوده این عزیز از خداوند متعال صبر عظیم خواستارم.

 

محمد زره ساز

با اندوه فراوان، از طرف خود و اعضاي هيات مديره انجمن كتابداري و اطلاع رساني ايران (شاخه خراسان) و همچنين همكاران سابق مرحوم در سازمان كتابخانه ها، موزه ها و مركز اسناد آستان قدس رضوي پرپرشدن اين جوان پاكيزه خوي و مهذب را به جامعه كتابداري و اطلاع رساني ايران تسليت مي گويم و براي بازماندگان ايشان صبر جزيل آرزومندم.

 

 

+ نوشته شده در  دوم دی 1389ساعت 7 قبل از ظهر  توسط رحیمی  | 

8 شغلی که افسردگی می آورند!


دکتر دبورالگ، مشاور سلامت روان بیمارستانی در بافالو می‌گوید: «جنبه‌های مشخصی از هر شغل وجود دارد که می‌تواند باعث ایجاد یا تشدید افسردگی شود. افرادی که شغل‌های پراسترس دارند، شانس بیشتری برای مدیریت افسردگی‌شان دارند، اگر مراقب خودشان باشند.»

۱. پرستاری در خانه، بچه‌داری

افرادی که خدمات مشخصی می‌دهند درصدر فهرست مشاغلی هستند که در معرض افسردگی قرار دارند. تقریبا ۱۱ درصد افرادی که این شغل را برعهده دارند، افسردگی شدید را گزارش کرده‌اند (این نرخ بین بیکاران ۱۳ درصد و برای کل جمعیت هفت درصد است.)

دکتر کریستوفر ویلارد، روانپزشک بالینی در دانشگاه تافت می‌گوید: یک روز کاری برای این افراد می‌تواند شامل غذا دادن، حمام گرفتن و مراقبت از دیگرانی باشد که اغلب «از ابراز تشکر و سپاسگزاری عاجز هستند…» چون یا بیش‌ از حد بیمار هستند یا خیلی کم‌سن هستند یا اصلا عادت به تشکر کردن ندارند. دیدن افراد مریضی که هیچ نیروی تازه و مثبتی به آدم نمی‌دهند، استرس‌زاست.

۲. خدمات تحویل غذا

پس از کسانی که خدمات شخصی ارائه می‌کنند، افرادی که غذا مهیا می‌سازند، در رده دوم کارکنانی قرار دارند که بیش از بقیه به افسردگی شدید مبتلا می‌شوند. افراد شاغل در این زمینه حقوق کمی دریافت می‌کنند. از طرفی هم هر روز آدم‌های زیادی به این افراد می‌گویند که چه کار باید بکنند که این شغل خسته‌کننده‌ای است. در حالی که ۱۰ درصد از کارکنان خدمات تهیه غذا یک دوره افسردگی‌ حاد را در مدت یک‌سال گزارش کرده‌اند؛ ۱۵ درصد زنان شاغل در این زمینه هم در معرض افسردگی قرار گرفته‌اند.

لگ می‌گوید: «شغل بی‌مزد و منتی است. ممکن است مردم در برخورد با این افراد بی‌ادب باشند و کار حتی به درگیری فیزیکی هم بکشد. وقتی آدم افسرده است، سخت است که همچنان انرژی و جنب‌وجوش داشته باشد. و اگر باید حتما پرانرژی باشد، کار خیلی سخت می‌شود.»

۳. مددکاری اجتماعی

شاید خیلی تعجب‌برانگیز نباشد که مددکاران اجتماعی در مکان‌های بالای این فهرست باشند. سر و کار داشتن با بچه‌های آزاردیده، یا خانواده‌هایی که بر لبه پرتگاه هر بحران قابل‌تصور هستند – همراه با کاغذ بازی‌های اداری – می‌تواند این شغل را که ۲۴ ساعت هفت روز هفته را در برمی‌گیرد، استرس‌زا و طاقت‌فرسا کند.

ویلارد می‌گوید: « فرهنگی وجود دارد که می‌گوید برای انجام بهینه کار، ‌باید واقعا به سختی کار کنید و در اغلب موارد فداکاری کنید. از آنجایی که مددکاران اجتماعی با افرادی کار می‌کنند که بسیار نیازمند هستند، فداکاری خیلی زیاد برای کار سخت است. من با مددکاران اجتماعی و دیگر حرفه‌های مراقبتی بسیار سروکار داشته‌ام و آنها واقعا خیلی زود از پا می‌افتند.»

۴. کارکنان امور بهداشت و سلامت

کارکنان امور بهداشت و سلامت پزشکان، پرستاران، درمانگران و دیگرانی را که یا بی‌آنکه انتظاری داشته باشند، از جان مایه می‌گذارند، شامل می‌شود. این افراد ساعت‌ها و روزهای نامنظم بسیاری دارند که در آن، زندگی افراد در دستان آنهاست.

ویلارد می‌گوید: «آنها هر روز بیماری، زخم و مرگ را می‌بینند و با خانواده بیماران سر و کار دارند. این قضیه می‌تواند بر نقطه‌نظر فرد تاثیر بگذارد و او را به این نتیجه برساند که جهان، جای غمگین‌تری است.»

۵. هنرمندان، بازیگران ‌و نویسندگان

این شغل می‌تواند ساعت‌های نامشخص از زندگی فرد را با حقوق نامشخص اشغال کند و او را به انزوا بکشاند.
افرادی که با قوه خلاقیت سروکار دارند، بیش از بقیه در معرض اختلالات وضعیتی هستند، ۹ درصد این افراد در یک‌سال گذشته به افسردگی شدید مبتلا شده‌اند. احتمال ابتلا به افسردگی در هنرمندان و نویسندگان مرد بیشتر است. (تقریبا هفت درصد کسانی که تمام‌وقت کار می‌کنند.)
لگ می‌گوید: «چیزی که من بین هنرمندان و بازیگران زیاد دیده‌ام، بیماری اختلال دوقطبی است. افسردگی با آدم‌هایی که سر و کارشان با هنر است، عارضه‌ای غریبه نیست. سبک زندگی این افراد آنها را به افسردگی می‌کشاند.»

۶. معلمی

به نظر می‌رسد نیاز به معلمان رو به افزایش است. بسیاری از معلمان، پس از مدرسه کار می‌کنند و بعد کار را با خود به خانه هم می‌برند.

ویلارد می‌گوید: «از هر جهت به معلم‌ها فشار می‌آید، از طرف بچه‌ها، والدین‌شان و مدرسه‌هایی که به دنبال ارتقای استانداردهایشان هستند؛ هرکدام از اینها خواسته‌های متفاوتی دارند. این وضعیت باعث می‌شود معلم‌ها به سختی کارشان را انجام دهند و به یاد نیاورند که با چه انگیزه‌ای کار در این زمینه را شروع کرده‌اند.»

۷. مشاوره مالی

استرس. استرس. استرس. بیشتر افراد دوست ندارند با پس‌اندازهای دوران بازنشستگی‌شان سروکار داشته باشند. بنابراین می‌توانید معامله هزاران یا میلیون‌ها دلار از دارایی دیگران را تصور کنید؟

لگ می‌گوید: «تعهد بسیار زیادی برای امور مالی دیگران وجود دارد و در عین حال بازار در کنترل مشاور اقتصادی نیست.»

۸. خدمات فروش

فروشنده‌ها در رده هشتم فهرست ما قرار دارند، بسیاری از فروشندگان کمیسیون دریافت می‌کنند به معنای این است که هرگز دقیقا نمی‌دانند پول کی به دست‌شان می‌رسد. آنها سفر می‌کنند و باید زمان زیادی را دور از خانه، خانواده و دوستان‌شان بگذرانند. اگر هم تنها کار کنند سودشان محدود خواهد بود.

لگ می‌گوید: «این درآمد نامطمئن، فشار زیادی را به همراه دارد و فروشندگی را به شغلی پراسترس تبدیل می‌کند.»

+ نوشته شده در  سی ام آذر 1389ساعت 1 بعد از ظهر  توسط رحیمی  | 

چهارمین علامت سکته مغزی!

Blood Clots/Stroke -

They Now  Have a Fourth Indicator, the Tongue.

لخته خون-سکته 
چهارمین نشانه سکته نیز مشخص شد: زبان / هیچ گاه این سه حرف را فراموش نکنید: ل ح د 

نشانه های سکته:
جین در جشن کباب پزی سکندری خورد و به زمین افتاد. اما به دوستانش که پیشنهاد کردند به اورژانس زنگ بزنند گفت حالش خوب است و فقط به خاطر اینکه به کفشهای جدیدش عادت ندارد پایش به سنگفرش گیر کرده.آنها به او کمک کردند تا بلند شده و یک بشقاب غذای دیگر برای خود بکشد.
جین با اینکه کمی هول شده بود ولی تا آخر آن بعدازظهر خود را سرگرم کرد.
همان شب همسر جین تماس گرفت و به همه اطلاع داد که جین را به بیمارستان منتقل کرده اند و وی ساعت 6 بعد ازظهر فوت کرده است. او در جشن دچار حمله شده بودو اگر اطرافیانش نشانه های حمله را تشخیص داده بودند شاید جین اکنون با ما بود.
گاهی حمله منجر به فوت افراد نمی شود اما  آنها در شرایطی بدتر از مرگ مجبور به ادامه زندگی می شوند.


خواندن این متن تنها یک دقیقه از زمان شما را خواهد گرفت...
یک متخصص اعصاب اعلام کرده است که اگر شخصی را که دچار حمله شده در 3 ساعت به بیمارستان منتقل کنند می توان عوارض ناشی از حمله  را به طور کامل از بین برد. بله به طور کامل!! وی می گوید روش شناسایی حمله  و رساندن بیمار به درمانهای پزشکی در کمتر از 3 ساعت به شناسایی علایم آن بستگی دارد:
شناسایی علایم سکته:
در برخی موارد شناسایی علایم سکته کار بسیار سختی است.
 متاسفانه نا آگاهی افراد می تواند منجر به فاجعه  ای جبران ناپذیر شود. سکته می تواند باعث مرگ یا آسیب مغزی فرد گردد و این در حالیست که اطرافیان شخص حتی متوجه علایم سکته نشده اند.
پزشکان اعلام کرده اند که اطرافیان  قربانی می توانند تنها با پرسیدن سه سوال ساده متوجه علایم سکته شوند
ل: از شخص بخواهید تا لبخند بزند.
ح: از شخص بخواهید که حرف بزند یا یک جمله ساده را به درستی ادا کند.( مثلا: امروز هوا آفتابی است)
د: از وی بخواهید هر دو دستش را بلند کند.
اگر فرد در انجام هر کدام از موارد زیر مشکل داشت ، در اسرع وقت با اورژانس تماس گرفته و علایم را برای امدادگران توضیح دهید.
 
و اما نشانه دیگری از سکته: از وی بخواهید زبان خود را بیرون بیاورد.
اگر زبان وی به راست یا چپ متمایل شده بود، بدانید که شخص دچار حمله شده است.

 

+ نوشته شده در  بیستم آذر 1389ساعت 3 بعد از ظهر  توسط رحیمی  | 

حذف پست کتابدار از مدارس: حکایت از ضعف پژوهش در نظام آموزشی

رئیس انجمن کتابداری و اطلاع رسانی ایران دلیل اصلی حذف پست کتابدار از مدارس را ناشی از ضعف پژوهش در نظام آموزشی دانست.

به گزارش لیزنا، دکتر سعید رضایی شریف آبادی، رئیس انجمن کتابداری و اطلاع رسانی ایران در مصاحبه با رادیو فرهنگ، اعتراض جامعه علمی کتابداری ایران از مسئولان وزارت آموزش و پرورش کشور در خصوص حذف پست کتابدار در مدارس را بیان کرد.

وی دلیل اصلی این رویداد را عدم شناخت نقش کتابخانه های آموزشگاهی و کتابدار در کشور دانست و تصریح کرد: " اشکال اصلی به نظام آموزشی ما برمی گردد. متأسفانه حتی در دانشگاه ها هم ارتباط علمی یک سویه است و تنها استاد مطالب را القاء می کند. پژوهشگر و تفکر انتقادی در این نظام جایی ندارد. اما در کشورهای دیگر ارتباط کاملا دو طرفه است و دانشجو مشارکت دارد. و به دلیل همین تعامل و مشارکت نیاز به کتابخانه و کتابدار احساس می شود. در جوامع پیشرفته مشارکت و تعامل مذکور در همه مقاطع حتی ابتدایی هم مشاهده می شود."

  • درکشورهای پیشرفته کتابدار جزء کادر مدرسه و پشتوانه آموزش است.

رئیس انجمن کتابداری و اطلاع رسانی ایران در ادامه تصریح کرد: "وضعیت نظام آموزشی ایران مطلوب نیست. دیدگاه ما اگر مانند دیدگاه جوامع پیشرفته باشد هرگز نمی گوییم که هر کسی می تواند کتابدار باشد. همان طور که هر گر فکر نکرده ایم که یک مدیر می تواند معلم ریاضی باشد چون این گونه می اندیشیم که آموزش و پرورش ما تنها از مدرسه و معلم تشکیل شده است ولی کتابدار را جزء کادر مدرسه به حساب نمی آوریم. در حالی که درکشورهای پیشرفته کتابدار جزء کادر مدرسه و پشتوانه آموزش است."

  • یک کتابدار متخصص می تواند مشاور مطالعاتی هر فرد در هر مقطع تحصیلی باشد.

وی در ادامه به تصریح نقش کتابدار پرداخت و فرمود: "یک کتابدار متخصص می تواند مشاور مطالعاتی هر فرد در هر مقطع تحصیلی باشد.  اما تصور برخی از کتابدار، فردی است که تنها در کتابخانه را باز و بسته می نماید و کتابخانه حکم یک مخزن کتاب را دارد.

وی گفت: بنابراین باید تلاش کرد که این تصورها دور ریخته شود و دیدگاه ها تغییر یابد. یک کتابدار باید بتواند رابطه خوبی  با مراجعه کننده اش برقرار سازد و بر اساس علایق و سابقه دانش آموز در استفاده منابع، منابع مورد نیاز و مناسب او را برایش پیشنهاد کند و سعی کند نیاز اطلاعاتی مراجعه کننده را با هر نوع منبع اطلاعاتی حتی اگر در کتابخانه هم موجود نباشد، برآورده کند. بنابراین اگر دانش آموز احساس نماید که فردی دغدغه رفع نیاز اطلاعاتی او را دارد به کتابخانه علاقه بیشتری نشان می دهد."

+ نوشته شده در  بیستم آذر 1389ساعت 3 بعد از ظهر  توسط رحیمی  | 

رونمایی از کتاب مقدمه ای بر هویت کتابداری و اطلاع رسانی!

 

در حاشیه ی همایش "کتابخانه های عمومی و یادگیری مادام العمر" (چهارشنبه 17 آذر 1389) مراسم رونمایی از کتاب "مقدمه ای بر هویت کتابداری و اطلاع رسانی" تالیف آقای دکتر غلامرضا فدایی برگزار شد.

این کتاب که به عنوان منبع درسی دوره کارشناسی ارشد برای تدریس در سال جدید انتخاب شده است، توسط دکتر جعفر مهراد رونمایی گردید. آقای دکتر مهراد در مورد این کتاب گفتند که بنده مفتخر هستم که در دوره ی کارشناسی ارشد برای درس مبانی کتابداری و اطلاع رسانی این کتاب را تدریس می کنم.

دکتر فدایی نیز در سخنانی در مورد کتاب مذکور گفت: باید تمام دوستانی که در راس تشکیلات کتاب و کتابخوانی زحمت می کشند به مسأله نظریه پردازی توجه بیشتری داشته باشند زیرا این مسأله به هویت ما برمی گردد.

وی در ادامه افزود: کتاب مقدمه ای بر هویت کتابداری و اطلاع رسانی که توسط انتشارات نهاد کتابخانه های عمومی منتشر شده است نیز در جهت هویت دادن به کتابداری است و کاری خدماتی نیست. کتابداری از کتابخانه بر نمی خیزد بلکه مفهوم آن از نیاز انسان به بازیابی اطلاعات بر می خیزد.

دکتر فدایی اذعان داشت: چاپ این کتاب خود باعث شد تا سمیناری بین المللی در ارتباط با هویت کتابداری و اطلاع رسانی در اردیبهشت ماه سال آینده در دانشگاه تهران با حضور اساتید و صاحب نظران خارجی برگزار شود.

+ نوشته شده در  بیستم آذر 1389ساعت 3 بعد از ظهر  توسط رحیمی  | 

اسامی روزهای هفته پژوهش و فناوری ـ اعلام شدند.

 

دبیر ستاد ملی هفته پژوهش و فناوری گفت:

درجلسه ستاد ملی هفته پژوهش و فناوری که با حضور دکتر مهدی­نژاد نوری (معاون پژوهشی و فناوری و رئیس ستاد و همچنین دبیران کمیته­های مختلف ستاد و اعضای دبیرخانه) برگزار شد، روزهای هفته پژوهش و فناوری به شرح زیر نامگذاری شدند:

شنبه: 4/10/89 پژوهش و فناوری ـ تبدیل علم به ثروت
یکشنبه: 5/10/89 پژوهش و فناوری ـ آموزش پژوهش محور
دوشنبه: 6/10/89 پژوهش و فناوری ـ جهاد علمی، اقتدار ملی
سه شنبه: 7/10/89 پژوهش و فناوری ـ مرجعیت علمی
چهارشنبه: 8/10/89 پژوهش و فناوری ـ توسعه پایدار وهدفمند
پنج شنبه: 9/10/89 پژوهش و فناوری ـ دینداری و علم محوری


مهندس قادری فر اضافه کرد، باتوجه به تأکید مقام معظم رهبری مدظله العالی مبنی بر ضرورت تجاری­سازی دستاوردهای پژوهشی ـ شعار محوری امسال هفته پژوهش و فناوری تبدیل علم به ثروت و ایده به پدیده می­باشد

+ نوشته شده در  بیستم آذر 1389ساعت 3 بعد از ظهر  توسط رحیمی  | 

«من کتابدارم را دوست دارم»

برندگان جایزه «من کتابدارم را دوست دارم» معرفی شدند !

به گزارش لیزنا، 10 برنده جایزه «من کتابدارم را دوست دارم: I Love My Librarian»  در سال 2010 از میان نامزدهای 2000 کتابخانه با پشتیبانی انجمن کتابداری امریکا (ALA)  و نیزحمایت های شرکت کارنگی نیویورک و روزنامه نیویورک تایمز در سه گروه کتابداران کتابخانه های عمومی، آموزشگاهی و دانشگاهی معرفی شدند. 

در گروه کتابخانه های عمومی «پائول کلارک»، «الن ام. دلان»، «ملیسا مک کالم» و «کریستینا واگنر»، در گروه کتابخانه های آموزشگاهی، «کلی ال. مک دنیل»، «پاتریکا جی. آپدیک» و «داگ ولنتین» و در گروه کتابخانه های دانشگاهی، «لورا فارول بلیک»، «جف دودی»  و «استفان ویتنباچ» معرفی شدند.

پائول کلارک، کتابدار جزیره فلمینگ در فلوریدا است و دلیل برگزیده شدنش این است که زمان تعطیلاتش را در کتابخانه می گذراند تا از این طریق به کتابخانه های ایالت فلوریدا خدمت نماید.

الن ام. دلان، کتابدار کتابخانه عمومی شریوسبری در ماساچوست است، ایجاد زمینه مشارکت جامعه برای کمک به حفظ خدمات کتابخانه علت برگزیده شدن اوست.

ملیسا مک کالم، کتابدار کتابخانه عمومی لوس آنجلس در کالیفرنیا است و دلیل انتخابش این است که وی در هر کاری که انجام می دهد علاقه اش به جامعه کاملا مشهود است.

کریستینا واگنر، کتابدار کتابخانه شعبه جنوب مدیسون گودمن است و شهرت وی به سبب فعالیت خستگی ناپذیری وی برای ایجاد عدالت اجتماعی است که همواره درصدد برگزاری برنامه هایی برای کمک به خانواده های کم درآمد است که بتوانند تحت آموزش قرار گیرند.

کلی ال. مک دنیل، کتابدار مدرسه راهنمایی هلن کینگ است وی فردی فعال در زمینه ایجاد امکاناتی برای رشد تخیل و نوآوری کاربران کتابخانه است.

پاتریکا جی. آپدیک، کتابدار مدرسه وب استریت است و دلیل انتخابش کمک به دانش آموزان معلولی است که استفاده از منابع کلاسیک را تجربه می کنند.

داگ ولنتین، کتابدار مدرسه ابتدایی مک کلیپ در تگزاس است. محور فعالیت های وی ایجاد زمینه برای به اشتراک گذاری رایگان اطلاعات میان دانش آموزان و معلمان است.

لورا فارول بلیک، کتابدار کتابخانه هری الکینز در دانشگاه هاروارد، کمبریج و ماساچوست است. به طور متداول دانشجویان فارغ التحصیل را تشویق می کند که در هاروارد برای دوره دکتری زبان انگلیسی شرکت نمایند.

جف دودی، کتابدار کتابخانه بین بریج است که به دانشجویان و اعضای هیأت علمی خدمات کتابخانه ای ویژه ارائه می دهد.

استفان ویتنباچ، کتابدار کتابخانه سن آنتونیو در تگزاس است و دلیل برگزیده شدنش این است که خدمات کتابخانه را از پایین به بالا در یک پردیس جدید دانشگاه ایجاد کرده است.

+ نوشته شده در  بیستم آذر 1389ساعت 1 بعد از ظهر  توسط رحیمی  | 

 

تقدیم به همکار عزیز،

کتابدار محترم و سختکوش کتابخانه شهید مطهری(سیدی)

به پاس لطف و مهربانی بی دریغ شما

و با آرزوی توفیقات الهی  

+ نوشته شده در  هجدهم آذر 1389ساعت 8 قبل از ظهر  توسط رحیمی  | 

سخنان حضرت سیدالشهدا(ع)

حضرت سيدالشهداء امام حسين(عليه السلام) فرمودند: اگر سه چيز نبود: فقر، مرض، و مرگ ؛ انسان به هيچ چيز سر فرود نمي آورد.

حضرت سيدالشهداء امام حسين(عليه السلام) پرسيدند: فضيلت چه باشد؟ فرمودند: عنان زبان در کف اختيار داشتن و بذل نيکي کردن. عرض کردند: نقصان کدام است؟ حضرت فرمودند: خود را در کار بيهوده به زحمت افکندن.

حضرت سيدالشهداء امام حسين(عليه السلام) فرمودند: کسي که از تو حاجتي مي خواهد، آبروي خود را ریخته؛ تو دیگر با رد کردن او آبروی خود را مریز.

حضرت سیدالشهداء امام حسین(علیه السلام) در جواب مردی که به آقا عرض نمود: یابن رسول الله! من مردی هستم گنه کار که نمی توانم معصیت خدا را ترک نمایم، مرا نصیحت فرما. حضرت به او فرمود: پنج عمل انجام ده، آنوقت تا دلت می خواهد گناه کن.

ــ از رزق خدا استفاده نکن و هر چه می خواهی گناه کن.
ــ از تحت سر پرستی خدا خارج شو، آنوقت هر چه دلت می خواهد گناه کن.
ــ جائی بیاب که خدا تو را نبیند، سپس هر چه میخواهی گناه کن.

ــ هنگام قبض روحت ملک الموت را از خود دور کن، و آنگاه هر چه میخواهی گناه کن.
ــ وقتی که می خواهند تو را به جهنم ببرند، از داخل شدن دوزخ امتناع نما، و آنگاه هر چه دلت می خواهد گناه کن.


حضرت سیدالشهداء امام حسین(علیه السلام) فرمودند: در مورد امری که برایت مهم نیست، سخن مگو؛ می ترسم به گناه افتی.


حضرت سیدالشهداء امام حسین(علیه السلام) فرمودند: تا وقتی که سخن را بجا و به مورد تشخیص ندادی، سخن به میان میاور. زیرا ممکن است انسان حق بگوید ولی چون بی مورد بوده، مورد سرزنش واقع گردد.
 
حضرت سیدالشهداء امام حسین(علیه السلام) فرمودند: با دو دسته از مردم هیچگاه مجادله مکن. یکی مردمی که بردبار هستند، و دیگر مردم نادان و سفیه. زیرا دسته اول با بردباری بر تو مسلط می شوند؛ و دسته دوم آزارت می دهند.
 
حضرت سیدالشهداء امام حسین(علیه السلام) فرمودند: در مورد برادر ایمانی ات در پشت سرش سخنی به میان میاور، مگر همان حرفی که دوست داری او در پشت سر تو درباره ات بگوید.


حضرت سیدالشهداء امام حسین(علیه السلام) فرمودند: طوری عمل و رفتار کن مانند کسیکه میداند در قبال بدی هایش کیفر خواهد شد و در قبال نیکی مزد خواهدگرفت.
+ نوشته شده در  هجدهم آذر 1389ساعت 8 قبل از ظهر  توسط رحیمی  | 

نمایشگاه سالانه طراحی کتابخانه فراخوان داد!

 
" طراحی کتابخانه "
 
به گزارش لیزنا، نشریه کتابخانه های امریکایی (American Libraries) که وابسته به انجمن کتابداری امریکا (ALA) است در حال پذیرش آثار ارسالی برای نمایشگاه سالانه طراحی کتابخانه در سال 2011 است.

موضوع نمایشگاه امسال  «بازسازی یا توسعه همه انواع کتابخانه ها» است و کاربردهای بصری، داستان های جالب در همه انواع کتابخانه ها محور اصلی پذیرش آثار است. کیفیت عکس های ارسالی و توضیحات پروژه از مهم ترین بخش های فرم ارسال می باشند. 

همانند سال های پیشین، مدل های طراحی پیشنهادی ابتدا به صورت آنلاین در شماره آوریل 2011 نشریه و سپس در ضمیمه دیجیتالی فصل بهار نشریه نیز منتشر خواهد شد. 

علاقه مندان می توانند آثار خود شامل عکس های رنگی دیجیتالی با وضوح بالا در فرمت ورد یا پی.دی.اف تا 1 فوریه 2011  (12 بهمن 1389) به نشریه مذکور به آدرس ایمیل glandgraf@ala.org ارسال نمایند. 

همچنین مانند سال های گذشته، آثار ارسالی در گروه های مختلف طبقه بندی می شوند که خواننده بتواند گرایش های طراحی یا تنوع راه حل ها در یک مشکل را یک جا ببیند. 

 

+ نوشته شده در  پانزدهم آذر 1389ساعت 8 قبل از ظهر  توسط رحیمی  | 

محرم ... ماه خدا!

 

ای ماه خون،

بار دیگر از راه میرسی و با نسیم گرم کربلایی،

قصه آلاله های سرخ را به گوش جان می رسانی.

 

 

                      

 

 

دوباره سکوت تاریخ را در هم می شکنی

و بغض ناله را از تنگنای حنجره ها آزاد می کنی.

 

بار دیگر از راه میرسی

و برف سکوت را با آفتاب عشقی که بر آسمان سینه داری،

آب می نمایی

و آن را به اقیانوس خروشان فریاد می رسانی!

 

                                    ای ماه خدا! قدومت گرامی.

 

+ نوشته شده در  چهاردهم آذر 1389ساعت 4 بعد از ظهر  توسط رحیمی  | 

معجزه ای به نام چای سبز!

معجزه ای به نام چای سبز!

 

چای، پس از آب، دومین نوشیدنی پرطرفدار و پرمصرف در کشور ما و برخی دیگر از کشورهای دنیاست. اگر شما هم از آن دسته افرادی هستید که زیاد چای می نوشند، لازم نیست نگران مضرات این عادت تان باشید چون بررسی ها نشان داده است نوشیدن چای به ویژه چای سبز فواید زیادی برای سلامت دارد. این روزها در اخبار سلامت، بیشتر از هر نوشیدنی و غذای دیگری درباره فواید چای سبز صحبت می شود...

سلامت باشید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهاردهم آذر 1389ساعت 3 بعد از ظهر  توسط رحیمی  | 

هدیه!

 

تقدیم به اولین خواننده این وبلاگ

در روز پنج شنبه ۱۱ آذر ۱۳۸۹

         

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری چهارم www.pichak.net كليك كنيد

روز و روزگار بر شما خوش

+ نوشته شده در  دهم آذر 1389ساعت 4 بعد از ظهر  توسط رحیمی  | 

حجم سبز!

روشنی من گل آب

ابری نیست.

بادی نیست.

می نشینم لب حوض:

گردش ماهی ها ، روشنی ، من ، گل ، آب

پاکی خوشه ی زیست.

مادرم ریحان می چیند.

نان و ریحان و پنیر ، آسمانی بی ابر ، اطلسی هایی تر.

رستگاری نزدیک : لای گل های حیاط.


نور در کاسه ی مس ، چه نوازش ها می ریزد!

نردبان از سر دیوار بلند ، صبح را روی زمین می آرد.

پشت لبخندی پنهان هر چیز.

روزنی دارد دیوار زمان ، که از آن ، چهره من پیداست.

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری چهارم www.pichak.net كليك كنيد

چیزهایی هست ، که نمی دانم.

می دانم ، سبزه ای را بکنم خواهم مرد.

می روم بالا تا اوج ، من پر از بال و پرم.

راه می بینم در ظلمت ، من پر از فانوسم.

من پر از نورم و شن

و پر از دار و درخت.

پرم از راه ، از پل ، از رود ، از موج.

پرم از سایه ی برگی در آب:

چه درونم تنهاست.

سهراب سپهری

 

+ نوشته شده در  دهم آذر 1389ساعت 4 بعد از ظهر  توسط رحیمی  | 

معرفی کتاب برای کودکان و نوجوانان!

 
سبیل بابا نامیزونه!
سبیل بابا نامیزونه
نویسنده : منوچهر احترامی
تصویرگر : سلمان طاهری
تعداد صفحه : 88 صفحه
قیمت : 1800 تومان
انتشارات : گل‌آقا

یکی از کتاب‌های انتشارات گل‌آقا که این‌روزها به برای دومین‌بار تجدید چاپ شده، سبیل بابا نامیزونه نام دارد.
کتابی شیرین و خواندنی مخصوص گروه سنی کودک و نوجوان به‌قلم زنده‌یاد منوچهر احترامی و تصویرگری سلمان طاهری. مطالب کوتاه طنز این کتاب قبل از این در مجله‌ی بچه‌ها...گل‌آقا منتشر شده و حالا تمامی‌ آن‌ها، یک‌جا در این کتاب منتشر شده است.
احترامی در مقدمه‌ی کتابش نوشته: «من دوچرخه‌ام را در زیرزمین قایم کردم تا هیچ‌کس نتواند آن‌را بدزدد،
من مدادرنگی‌هایم را در جامدادی گذاشتم که گم نشود...
اما نمی‌دانم چه موقعی، چه‌کسی، از کجا، آمد و روزهای کودکی مرا برد.»
با این‌حال با مطالعه‌ی حکایت‌های بامزه‌ی این کتاب که از زبان‌ کودکان نقل شده به این نتیجه می‌رسیم که کودکیِ منوچهر احترامی همیشه با او بوده.

منبع : هزار کتاب!

+ نوشته شده در  هشتم آذر 1389ساعت 4 بعد از ظهر  توسط رحیمی  |